حکایت نماز
.
.
.

حضورقلب در نماز چگونه؟(آیت الله بهاءالدینی)

آیت الله بهاءالدینی درباره حضور قلب و توجه در نماز فرمود:

باید انشالله، با اطاعت  خدا کم کم جهات ایمانی برای شما روشن شود. یعنی وجدان کنید که خدایی هست، نه اینکه فقط بشنوید.شنیدن تنها چندان فایده‌ای ندارد. و این که آدم مطالبی را بفهمد، غیرشنیدن است.

 

گریه‌های سیداحمد کربلایی از زبان(علامه قاضی)

علامه بزرگوار علی آقا قاضی نقل می‌کند: شبی به مسجد سهله رفته بودم به قصد این که شب را درآن جا بگذرانم. نیمه‌های شب شخصی داخل مسجد شد و در مقام ابراهیم قرار گرفت و پس از انجام وظیفه صبح به سجده رفت و تا طلوع خورشید سر از سجده برنداشت و آن سجده را با سوز و گداز در گریه و زاری و مناجات گذراند. نزدیک رفتم ببینم او کیست. دیدم استادم آقا سید احمد کربلایی(رض) است. که از شدت گریه جاک سجده گاهش گل شده است. چون صبح شد به حجره‌اش رفت و مشغول درس و بحث شد، چنان می‌خندید که صدای او به بیرون مسجد می‌رسید.

 

شما بروید من هم می‌آیم (امام راحل)

چند تن از دوستان نقل کردند که درباره امام راحل (رض) که خیلی مقید به نماز اول وقت بود خواستیم آقا را امتحان کنیم.مثلا سفره غذا را درست اول وقت نماز می‌انداختی، یا وقت رفتن به مسافرت را درست اول وقت نماز قرار می‌دادیم. اما حضرت امام (رض) در این گونه موارد می‌فرمودند: شما غذایتان را بخرید و ن م نمازم را می‌خوانم هر چه که بماند من می‌خورم. یا در موقع مسافرت می‌فرمودند: شما بروید من هم می‌آیم و به شما می‌رسم! مدت‌ها از این مسئله گذشت و نه تنها نماز اول وقت حضرت امام ترک نشد بلکه ایشان ما را هم حساس به خواندن نماز اول وقت کردند.

نماز بهترین دستور است (آیت الله العظمی بهجت)

حضرت آیت الله العظمی بهجت می‌فرموند: معیار اصلی نماز است، این نماز بالاترین ذکر است. شیرین‌ترین ذکر است، برترین چیز است. حال برخی به دنبال ذکرهای ویژه‌ای می‌گردند که کسی نشنیده باشد. یک سال قصد داشتم تابستان به زیارت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) برو و آن جا اقامت کنم. خدمت علامه طباطبایی رسیدم و گفتم: آقا می‌خواهم به زیارت بروم. در آنجا چه عملی را انجام دهم؟ می‌خواهیم به برترین مکان برویم آن جا چه کنیم؟ ایشان فرمودند: «الصلاه خیر موضوع» نماز بهترین دستوری است که تشریع شده است آن جا که انسان می‌خواهد به خدا برسد این گونه دستور می‌دهند.

 

هرکجا وقت نماز رسید (امام راحل)

یکی از علما به آیت الله میرزا آقا جواد تهرانی (1368 هجری شمسی) نقل کرد که در دوران تحصیل در حوزه علمیه قم گاهی بعضی از دوستان حاج آقا روح‌الله(رض) به ایشان اصرار ورزیدند که یک روز تعطیلی برای گردش به خارج از شهر بروند که استراحتی بنمایند. ولی آقا قبول نمی‌نموند و گاهی که اصرار به حد بالایی می‌رسید با دو شرط قبول می‌نمودند که بیایند: اول: این که هر کجا وقت رسید ولو در جای نامناسب نماز را اول وقت بخوانند. دوم: این که، از احدی سخنی که بوی غیبت از آن استشمام شود شنیده نشود.

 

نماز اول وقت (آیت الله العظمی کوهستانی)

آن گاه که صدای ملکوتی اذان در گوش طنین انداز می‌شد و وقت نماز می‌رسید، معظم‌له کارهای خود را تعطیل می‌کرد و آماده نماز و حضور درگاه بی‌نیاز می‌گشت. یکی از شاگردان ایشان می‌گوید: روزی با یکی از طلاب مشغول مباحثه بودیم  و آقا در حسنیه مشغول تدریس بود، همین که صدای اذان ظهر را شنید کتاب را بست و فرمود:«باباجان من دیگر نمی‌توانم درس بگویم باید بروم نماز.»